عزیز دل مامانعزیز دل مامان، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره

یکی میاد که متعلق به ماست

اتاق دوست داشتنی تو

قرار بود اتاقتو رنگ بزنیم.بابابزرگ گفت خودم اتاق دخترمو رنگ میزنم.بخاطر مراسمای احیا مامانبزرگ زهرا میگفت دست نگه دارین.ما هم احترام گذاشتیم و 20 تیر بابابزرگ حسین صبح اول وقت رنگ امیزی رو شروع کرد.رنگ انتخابی ما لیمویی بود.اتاقت خیلیی خوشرنگ شده مامانی...دست باباجون درد نکنه.البته منمم واسه عکس یه دستی به قلمو بردم.کلی عکس گرفت باباجون رضا ازم تا یادگاری بمونه از رنگ کردن اتاق توسط مامانی سارا.   دیگه تا ظهر رنگ امیزی تموم شد.بعدم با عمو سعید(شوهر خاله سمانه) و عمو حسن(دوست باباجون رضا) غروب رفتیم سرویس چوبتو تحویل گرفتیم. خاله مژگان خیلی دوست داشتم موقع چیدن بیاد.ولی مهمونی دعوت بود.گفت دست نگه دار تا من بیام باهم بچینیم،بهش ...
25 تير 1394

تولد بهترین بابای دنیا

امشب تولد باباجونیه.بهترین و مهربون ترین بابای دنیاست بابای شما بنیتا خانوم...وقتی بیای خودت متجوه میشی که من درست میگفتم... بابا جونی عاشق کارای دست سازه.کارایی که خود ادم براش وقت گذاشته باشه.منم خاستم امسال متفاوت باشه تولدش... براش دوتا گربه کوچولو با نمد درست کردم.کیک درست کردم و ... و یه غذای خوشمزه...وقتی بابایی از سرکار خسته و کوفته اومد سورپرایزش کردم.خیلییی خوشحال شد. چون بابایی از کاکتوس خوشش میاد،یه کاکتوسم از طرف شما دختر ناز برا بابا خریدم.که از اونم باباجون رضا خیلیی خوشش اومد.گفتم بنیتا خانوم زحمتشو کشیده.بووس دختر نازمم.  
14 تير 1394

غیبت طولانی و تنبلی مامان سارا

سلام سلاممم.دختر نازم خیلیی وقته وبلاگتو به روز نکردم..دیگه تنبلییی تو بارداری خیلی شایعه.از بس هوا گرمه .من دائم زیر کولرم و تکون نمیخورم.کارم نمیکنم. دختر نازم توی 31 هفتگی رفتیم سونو و شما حالت خوب بود و وزنتم 1850 بود.الهیی قربونت بشه مامانی. توی 28 هفتگی هم آزمایش تحمل گلوکز دادم که بدترین آزمایش زندگیم بود ولی بخاطر شما تحمل کردم.اوفف چهار ساعت این ازمایش طول کشید و 4بارم ازم خون گرفتن.ولی خداروشکر دیبت نداشتم و همه چیز نرمال بود. بووس دختر ناز و دوست داشتنیه من
14 تير 1394
1